ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

260

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) پيراهنى كه پيامبر ( ص ) را در آن غسل دادند معن بن عيسى از مالك بن انس ، از عبد اللّه بن مسلمة بن قعنب و ابو بكر بن عبد اللّه بن ابى اويس ، از سليمان بن بلال ، و جملگى از جعفر بن محمد ( ع ) ، از پدرش نقل مىكند كه * پيامبر ( ص ) را غسل دادند و پيراهن بر تن داشت . سليمان بن بلال در حديث خود افزوده است كه بلا فاصله پس از رحلت غسل دادند . معن بن عيسى از مالك بن انس نقل مىكند كه مىگفته است * چون خواستند از براى غسل پيامبر ( ص ) پيراهن آن حضرت را به در آوردن ، بانگى شنيدند كه مىگفت پيراهن را به در نياوريد . از آن بود كه پيراهن را به در نياوردند و پيراهن بر تن پيامبر ( ص ) بود و غسل داده شد . فضل بن دكين از حفص بن غياث ، از اشعث ، از شعبى نقل مىكند كه مىگفته است * نداى سروشى از كنار خانه شنيده شد كه پيراهن را به در نياوريد و پيامبر ( ص ) غسل داده شد در حالى كه پيراهن بر تن داشت . وكيع بن جرّاح از مهدىّ بن ميمون ، از غيلان بن جرير نقل مىكند كه مىگفته است * چون خواستند پيامبر ( ص ) را غسل دهند بانگ سروشى گفت : پيامبر ( ص ) را برهنه مكنيد . عمرو بن عاصم كلابىّ از همّام بن يحيى ، از حجّاج بن ارطاة ، از حكم بن عتيبه نقل مىكند كه * چون خواستند از براى غسل پيامبر ( ص ) پيراهن از بدن آن حضرت به در آورند ، سروشى بانگ برداشت كه پيامبر خود را برهنه مكنيد . گويد : پيامبر ( ص ) را غسل دادند در حالى كه پيراهن بر تن داشت . قبيصة بن عقبة از سفيان ثورىّ ، از منصور نقل مىكند كه مىگفته است * از كنار خانه ندا آمد كه پيراهن را از تن پيامبر ( ص ) به در مياوريد . سريج بن نعمان از هشيم ، از مغيرة ، از قول يكى از آزاد كردگان بنى هاشم نقل مىكند كه مىگفته است * هنگام غسل پيامبر ( ص ) خواستند پيراهن آن حضرت را به در آورند ، از كنار خانه بانگى شنيده شد كه پيراهن پيامبر ( ص ) را به درمياوريد . محمد بن عمر [ واقدى ] از مصعب بن ثابت بن عبد اللّه بن زبير ، از عيسى بن معمر ، از